

دردِ دِل کــه میکُنــی یعنـــی ضَعــف هایَــت را
درد هاَیــت را میگُذاری در سینـــی و تعــــارُف میکنــی
کــه هَــرکُدامَـــش را کــه میخواهنـد بردارنـــد تیــــز کننـــد تیــــغ کننـــد … و بزننـــد
برچسب:
نویسنده: هلیا زارعیپور
چه تلخه …!خـــــــــودت مجبور بشی بزاری بریاما دلت باهات نیاد ...راستش رو بخواهی ...ﻣﯽ ﺩوﻧﻢ !!ﺣﺴﺶ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ , با یکی دیگه ﻫﺴﺘﯽ ...ﺑﺎﺵ !ﺣﺴﺎﺩﺕ ﻧﻤﯽ ﮐﻨﻢ ﺍﺻﻼ ...ﻓﻠﺴﻔﻪ ﯼ ﺭﻓﺘﻨﺖ ﻫﻤﯿﻦ ﺑﻮﺩ !ﺍﺻﻼ ... ﻓﻠﺴﻔﻪ ﯼ ﻋﺸﻖ ﻫﻤ
برچسب:
نویسنده: هلیا زارعیپور


sometimes I wish I were a little kid again,
skied knees are easier to fix than broken heart.
گاهی دلم میخواد دوباره يه بچه كوچک باشم،
زانوی زخمى راحتتر از قلب شكسته خوب میشود.
برچسب:
نویسنده: هلیا زارعیپور
اینم اخرین روز زندگی...دوستان عزیز خوشحال شدم از اشناییتون...ایدا،مهسا،حدیث،سارینا،رستا،بهادور،ژولیت، ...و بقیه دوستانی ک از یادم رف...دوستان خوبی بودین...از همتون ممنونم بابت همه چیز امیدوارم زندگیتو
برچسب:
نویسنده: هلیا زارعیپور
برچسب:
نویسنده: هلیا زارعیپور
برچسب:
نویسنده: هلیا زارعیپور